علل ادامه وپایان جنگ

مقدمه :

پایان جنگ درهاله ای ازابهام باقی مانده است.آیا ایران درجنگ پیروزشد ویاشکست خورد.؟ چرا بجای آنکه پایان جنگ جشن گرفته شود ابتدای آن که تجاوز عراق به ایران است جشن گرفته می شود.؟

اگرچه  پس ازآزادی خرمشهر انتظار می رفت که جنگ تمام شود ولی هم ازسوی ایران وهم ازسوی قدرت های بین المللی جنگ ادامه یافت.هرکدام دلایل خودرا داشتند.

  دلایل ایران برای ادامه جنگ عبارت بود از:

1- عدم پیشنهاد صلح تاپنج سال بعد ازازادی خرمشهر

2- حضور عراق درهزارکیلومتر مربع ازسرزمین های ایران.

3- عدم موازنه پدافندی درمرزهای جنوبی .

این علل موجب ادامه جنگ ازسوی ایران شد.

واما علل  ادامه جنگ ازسوی ابرقدرتها :

1- جلوگیری ازآزادشدن توان ایران وپرداختن به امورات که موجب افزایش اقتدار ایران را فراهم سازد.

2- دست ایران رازیر سنگ آتش بس نگهداشتن  تافرصتی برای بازگشت به ایران پیدا کنند. 

 3- سرنوشت مرزها را تعیین نکردن وبالخصوص قرارداد1975رامعلق نگه داشتن.   

4- تحمیل شرایط نه جنگ ونه صلح برای مدیریت بحران در شمال خلیج فارس.

نقطه عطف جدید درجنگ ایران وعراق

عملیات خیبر وبدر وعبور ازباتلاقهای مرزایران وعراق در خوزستان ودورجدیدتهاجمات ایران برای بدست گرفتن ابتکار عمل  صورت گرفت که بدلیل عدم الفتح هایی که پیش امد ایران موفق به تغییر چشمگیری درصحنه نبرد نشد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درسال1364 طرح جدیدی برای خروج ازوضعیت حاکم برجبهه ها پیشنهاد کرد وهمراه آن خواهان استقلال عمل وفرماندهی وتصمیم گیری ازارتش شد.تاقبل ازاین دوره ارتش وسپاه بصورت مشترک جنگ رافرماندهی می کردند. لذا قراگاه وفرماندهی مشترک به دوقرارگاه مستقل ازسپاه وارتش تبدیل می شد که هرکدام جداگانه تصمیم می گرفتند. وجداگانه هم عمل می کردند.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با این شیوه جدید سه عملیات بزرگ را طراحی واجرا کرد.عملیات والفجر 8وآزادسازی فاو، عملیات کربلای 5ورسیدن به نزدیکی بصره وعملیات والفجر ده وآزادسازی مناطق وسیعی ازاستان سلیمانیه عراق . محصول  سیاسی تهاجمات جدید ایران صدور قطعنامه598 بود. فشارسنگین ایران به قدرتهای بین المللی واردکرده بود که انها راناچار کرداین قطعنامه راصادر کنند که برای اولین بار به مفهوم صلح نزدیک شده بودند.

صدورقطعنامه 598

عملیات غیر منتظره ایران درمنطقه استراتزیک فاو عراق موجب غافلگیری قدرتهای بین المللی شد. آنها تاقبل از این عملیات مطمئن شده بودندکه دولت عراق وارتش صدام حسین توانسته اند ازپیشروی ایران جلوگیری کنند.بهمین دلیل ادامه جنگ رابه ان صورت ضرری برای خودنمی دانستند .ودریک حدمتعارفی هم ازصدام حمایت می کردند ولی باتمام توان به محاصره اقتصادی ونظامی ایران پرداخته بودند که البته این بزرگترین حمایت از صدام بود. این حمایت غیر مستقیم ازصدام البته برای انها خطرکمتری داشت . ولی عملیات فاومحاسبات آنهارا بهم زد.دستاوردهای این عملیات انچنان عظیم وبرای قدرتهای بین المللی تکان دهنده بود.که انهارا به تامل کشاند:

انها ناچارشدند که حادثه جدید رابادقت موردمطالعه قرار بدهند وازارتش عراق خواستند که موفقیت وپیشروی ایران را خنثی ویاجبران کنند.وازطرف دیگر هم سیل کمک های  جدید را به سوی عراق سرازیر کردند.

  صدام حسین به چنداقدام دست زد

1- پاتکهای سنگین75شبانه روزه وبی سابقه برای بازپس گیری فاو

2- عملیات دفاع متحرک  

3- فشارسنگین درحمله به شهرهای ایران

4- حمله کم سابقه به نفتکش های ایران وپایانه های نفتی ایران برای محاصره کامل اقتصادی درمقابل فشارهای عراق درفاو ایران استقامت کرد ومنطقه فاورا تثبیت کرد.

  اگرچه ارتش عراق توانست درعملیات دفاع متحرک باکمک منافقین پیشرفتهایی بدست آورد ولی پس ازمدتی سپاه پاسداران با اعزام نیروبه مناطق اشغالی تمامی آن نقاط را ازاد کند.

ارتش ودولت عراق انچنان روی  پیشروی ها خود حساب کرده بودند که درهنگام اشغال مهران چهل گلوله توپ دربغداد شلیک کرده بودند. وموقع ازدست دادن ان ضربه روحی ونظامی سنگینی به انها واردشد.

بالاخره صدام نتوانست انتظار جهانی راپاسخ دهد.سئوال جدیدی درمقابل چشم قدرتهای بین المللی مطرح شده بود . آیاحادثه فاویک اتفاق زودگذر است ویا یک تحول درجبهه ایران بوجود امده است؟ اگر این دومی باشد باید قدرتها برای شکستن سد دفاعی عراق فکری بکنند وگرنه پیروزی ایران موجب سقوط منطقه بدست ایران خواهدشد. حوادث بعدی یعنی عملیات کربلای پنج انهارا به این نتیجه رساند که درجبهه ایران یک تحولی شکل گرفته است ودیر ویازودشهرها ی عراق یکی پس ازدیگری آزاد خواهد شد. لذا پس ازانکه پاتکهای سنگین عراق درمنطقه شلمچه وکربلای پنج به نتیجه نرسید شورای سازمان ملل قطعنامه598راصادر کرد.

نحوه برخورد ایران باقطعنامه598

ایران قطعنامه رابهترین نوع ان ازابتدای جنگ تاآنموقع می دانست زیرا که اکثربندهای آن به نفع ایران تنظیم شده بود. تنها معتقد بودکه جای برخی ازبندها باید تغییر کند

لذا آن رابصورت مشروط پذیرفت ولی بنابر دلایلی آن را اعلان نکرد. هم بدلیل انکه امیدوار بود که باصدوربیانیه دبیرکل بندهارا شفافترکند وهم برای آنکه تاثیرمنفی درجبهه وروی رزمندگان نگذارد. لذا

1- ازهرنوع اظهارنظر منفی درمقابل قطعنامه جلوگیری شد.

2- باقطعنامه برخوردمثبت شد ولی روی صدور بیانیه دبیرکل تاکید می کرد.

3- درجلسات خصوصی با سران کشورها انرا یک قدم مثبت تلقی می کرد وفعالیتهای مقدماتی درسازمان ملل  را برای پذیرش ان شروع شده بود.

 حملات ارتش عراق

درحالیکه دولت ایران درحال نهایی کردن بیانیه دبیرکل سازمان ملل بود ارتش عراق پس از یکهفته پاتک به منطقه والفجر ده نیروهای خودرا به جنوب منتقل کرد ودراواخرفروردین سال1367به منطقه فاوحمله کرد. چندروزجنگ سنگینی بین نیروهای دفاعی ایران وارتش عراق درگرفت ولی به دلیل فشارسنگین ارتش عراق وبکارگیری وسیع سلاحهای شیمیایی منطقه فاوسقوط کرد ونیرهای ایران به داخل خاک خود عقب نشینی کردند.

حملات بعدی عراق به شلمچه وجزایر خیبر صورت گرفت وباعث شدکه تمامی سرزمینهایی که ایران ازعراق گرفته بود دوباره بدست ارتش عراق بیافتد.

چه اتفاقی پیش امده بود؟ چرا پس ازسه سال پیشروی های جدید قدرت ایران روبه ضعف نهاد؟

تغییر موازنه قوا به نفع عراق

چندعامل باعث شده بود که موازنه قوا به نفع ارتش ودولت عراق تغییر کند:

1-     فرارارتش عراق ازدام های عملیاتی ایران وحمله به نقاط غیر عملیاتی جبهه ایران .

2-     کمک های وسیع تسلیحاتی ومالی جهانی در اواخر جنگ به ارتش عراق.

3-      دراختیارقرار دادن اطلاعات بکلی سری ایران به عراق

4-     - ارائه مشاوره وکمک فکری به فرماندهان ارتش عراق.

5-      این عوامل باعث شد که موازنه قوا به نفع ارتش عراق تغییر کند. که سعی می کنیم به صورت مختصر اشاره ای به انها داشته باشیم .

الف- فرار و عدم اصرار ارتش عراق

درنبردهای قبلی وهجومات ایران همیشه ارتش عراق به دونوع پاتک علیه نیروها ایران دست می زد. یکی برای جلوگیری ازپیشروی بیشتر نیروهای ایران ودیگری برای ازاد سازی سرزمینهای ازدست رفته اش. که معمولا حملات نوع اول عراق حداکثر یکهفته وکمتر ازیک سوم تواناییی اش صورت می گرفت مگر درشرایطی که ازقبل دست ایران را می خواند ودران نقطه تمرکز قوا می داد. ولی پاتکهای نوع دوم گاها تا دوماه هم بطول می انجامید وبا بالای پنجاه درصد توانایی دفاعی اش می جنگید. ولی بزرگترین اشتباهش همین بود که درچنین مواقعی ایران برای اوتله ای درست کرده بود که دراین پاتکهها تلفات سنگینی را به ارتش عراق وارد می کرد. وتاماهها بعدارتش عراق ازهر اقدام هجومی تلافی جویانه ای بازمی ماند. درچنین مواقعی ایران با اکثر توان اتش ونیروی خود به کمین ارتش عراق می نشست وانهارا شکار می کرد. هرجاکه ارتش عراق غافلگیر می شدمثل عملیات فاو وعملیات کربلای پنج تلفات سنگین همراه باشکست سختی رامتحمل می شد.ولی ازعملیات والفجر ده عراق این رویه راتغییر داد.وریسک انتقال لشگرهای گارد ازروبروی جبهه ایران را به منطقه جنوب که حالت عملیاتی نداشت را پذیرفت وبه منطقه فاوحمله کرد.

ب- حمایتهای تسلیحاتی ومالی جدید از ارتش عراق

ج کمک های اطلاعاتی  

ازعملیات فاو به بعد ارتش امریکا دقیق ترین عکس های هوایی را ازطریق سرلشکر رفیق سامرایی مستقیما دراختیار صدام حسین قرار می داد. این فرد راخود صدام برای ارتباط با نیروهای امریکایی انتخاب کرده بود. اطلاعات بکلی سری دیگری هم که ازنیروهای ایران بدست می اوردند دراختیار عراق قرار می داد. منافقین هم با تمامی توان به جمع اوری اطلاعات از یگانهای ایران پرداختند ونتایج انرا دراختیار عراق قرار می دادند.  

/ 0 نظر / 365 بازدید